

این دو عکس دو عکس ساده از دو ورزشکار ملی نیست .رازی بزرگ در آنها نهفته است ؛ راز محبوب بودن و منفوربودن
راز بزرگ بودن به اندازه یاد و خاطره و احترام تاریخی یک ملت تا کوچک بودن به اندازه داشتن پُستی پَست ،فرق بین سوارشدن بر دلهای یک ملت تا سوارشدن بر یک ماکزیمای زرد!
آقای رضا زاده می توانستی تختی دوم باشی می توانستی محبوب باشی می توانستی آقای دلها باشی بی آنکه رئیس باشی یا ثروتمند، اما اکنون که هم رئیسی و هم ثروتمند آقای دل کسی نیستی خودت هم خوب می دانی که منفوری، اگر وقت کرده باشی و سری به روستای محل تولدت زده باشی منفور بودنت را ازنوشته روی تابلوی ورودی روستایت هم خواهی دید که روی آن با خطی کودکانه نوشته " رضا زاده مایه ننگ ملت"
حسین جان! حتی کودکان ولایتت نیز تو را نه تنها الگوی رویاهای بچه گانه خود قرار نمی دهند بلکه تو را مایه ننگ خود می پندارند، برادر حسین !اگر هنوز هم نمی دانی چرا با این همه مدال و افتخار منفوری و تختی بعد از سالها سالار دل ایرانیان است خوب به این دو عکس نگاه کن و نگاه کن ،دلیلش را خواهی یافت.
تختی خوب می دانست اگر سرش را در مقابل شاه پایین بیندازد دیگر نمی تواند آن را در مقابل مردمش بالا بگیرد و تو بدان تا وقتی که عکس یک جنایتکار را در آغوش داری در آغوش ملت جایی نداری.
به سوی مردم برگرد و محبوب باش تا دیر نشده لطفا"!