۱۳۹۰ شهریور ۱۲, شنبه

استقلال- تراکتور سازی؛ فریاد 100 هزار نفری در حمایت از دریاچه ارومیه
























بازی روز جمعه استقلال - تراکتورسازی در ورزشگاه صدهزار نفری آزادی فرصتی بسیار خوب برای حمایت متحد و یکپارچه تهران-تبریز از دریاچه ی زیبای ارومیه است.

۱۳۹۰ فروردین ۲۱, یکشنبه

۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه

اشتباه نکنید! مشایی رفت تا بقایی گزینه اصلی دولت کودتا برای انتخابات بعدی باشد.

به این متن که سایت آینده مهرماه 89 روی خروجی خود قرار داد دقت کنید :بقایی رییس سازمان میراث فرهنگی وگردشگری كه دست راست اسفندیار رحیم مشایی محسوب شده وگفته می شود همان رابطه ای مشایی با دكتراحمدی نژاد دارد وی با مشایی دارد پس از پخش شایعه ریاست جمهوری وی گفت كه قصد رییس جمهور شدن ندارد।
سایت آینده با تیزهوشی خاصی از ماهها قبل شایعاتی در مورد احتمال کاندیداتوری بقایی به جای مشایی را برای انتخابات آینده ریاست جمهوری درج کرده بود و اکنون با قرار گرفتن در جای مشایی در دفتر نهاد ریاست جمهوری رسما" بحث کاندیداتوری بقایی وارد فاز جدید خود شده است।
با توجه به مانور بی سابقه و حملات شدید رسانه ای اصولگرایان سنتی علیه مشایی و قطعی شدن رد صلاحیت وی برای دور بعدی انتخابات طرفداران دولت کودتا به فکر پیداکردن جایگزینی برای مشایی افتادند که گفته می شود پیشنهاد مشایی قاطعانه بر روی بقایی که دست راست وی به شمار می آید بوده است।به این ترتیب بر عکس دوستانی که فکر می کنند مشایی رفت تا بزک شود برای انتخابات ریاست جمهوری به نظر من این بقایی است که آماده انتخابات بعدی کودتاچیان می شود و این حرکت را می توان یک تغییر تاکتیک از طرف آنها دانست।।چند خبر دیگر در رابطه با بقایی در زیر آمده است।

بقایی:کاندیداتوریم را تکذیب نمی کنم .

مرتاض هندی بعد از رییس بقایی را رییس جمهور کرد!


۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

سه عکس،سه موجود،اما یک انسان واقعی ...(به یاد میرسبز)













































عکس اول: میرحسین موسوی،سرباند و رئیس مافیای اقتصادی با یک پراید آخرین سیستوم! که در حال رانندگی به اربابان آمریکایی و اسرائیلی خود لبخند زده و در حال فتنه گری است।।فردی که در طرف شاگرد نشسته است شخص باراک اوباما می باشد.
عکس دوم: اسد عسگر اولادی مسلمان،مردی بسیار ساده زیست که با فروتنی اعلام کرده است دو سه نفری در ایران از او ثروتمند تر هستند،ایشان مسئولیت سنگین واردات جنس های بنجل چینی را به تنهایی تقبل کرده و آن را به ملت شریف ایران به قیمت چند برابر می اندازند! لارم به ذکر است به دلیل فداکاری زیاد ایشان راضی نیستند اشخاص دیگری در این کار سهیم شوند।
عکس سوم:ولی امر مسلمین جهان،اسوه ساده زیستی که به گفته برادر مهاجرانی حتی یک نقطه خاکستری نیز در زندگی اقتصادیشان وجود ندارد।ایشان در حال پیاده شدن از یک خودروی بنز بسیار دمده شده هستند که سربازان گمنام امام زمان آن را از یک سمساری در آلمان با قیمتی بسیار نازل خریداری کرده اند।این خود نشان از ساده زیستی علی گونه ایشان دارد.

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

اين رضا شاه خائن ...!(خـــاطره اي از دكـتر حســـــابي )


يادش به خير، ملاقاتي داشتم با پروفسور حسابي (پدر علم فيزيك ايران) - كه خدايش رحمت كند - مي گفت: "وقتي خواستم دانشگاه تهران را تاسيس كنم با وساطت يكي از دوستان وقت ملاقاتي از وزير معارف وقت گرفتم، پس از توضيح طرح، وزير معارف از من پرسيد: "دانشگاه بسازيد كه چه بشود؟" و من عرض كردم: "دكتر و مهندس ها كه براي تحصيل به فرنگ مي روند، در مملكت خودمات تربيت كنيم." و او پاسخ داد: "تربيت دكتر و مهندس براي ما صد سال زود است و بايد فرنگي ها براي ما اينكار را بكنند." متاثر از كوته فكري وزير معارف و نااميد از انجام رسالتي كه بر دوش داشتم از دفتر وزير خارج شدم، رفيق شفيق كه آزدگي مرا ديد براي تسلي خاطر گفت: " من مي توانم از اعليحضرت (رضا خان) برايت وقت ملاقات بگيرم مشروط به اينكه وزير معارف نفهمد كه من اين وساطت را انجام داده ام!" وقت ملاقات با رضا شاه تعيين شد، براي او طرح تاسيس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسيد "كه چه شود؟" عرض كردم، به جاي آنكه جوانان ما به فرنگ بروند در مملكت خودمان دكتر و مهندس آموزش دهيم و رضا شاه باز پرسيد" كه چه شود؟" و عرض كردم: " اين جاده ها و راه آهن را آلمان ها مي سازند! مهندسين خودمان آن را بسازند و ... شاه بسيار استقبال كرد و گفت برويد طرحتان را بنويسيد به مجلس مي گويم راي بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه كردم. فرداي آنروز از دربار به در خانه ام آمدند، تعجب كردم كه با من چه كار دارند، ديدم يكصد هزار تومان پول فرستاده اند كه اعليحضرت فرموده اند، كارتان را شروع كنيد و طرحتان را نيز بنويسيد. و اين همان مبلغ خريد زمين دانشگاه تهران است و كار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.
خدا بیامرزدشان

۱۳۸۹ اسفند ۷, شنبه

آقای هاشمی گور خودت را کندی ...(حرفهای یک معاند)

هاشمی ، هاشمی است। فاسد، پلید و مکار
هیچوقت به او دلخوش نکرده ام چه آنموقع که در نماز جمعه برایش هورا می کشیدند چه آنگاه که برای خامنه ای نامه بی سلام نوشت همواره در جمع های دوستانه گفته ام که اولین شخصی که باید محاکمه شود خامنه ای نیست بلکه هاشمی است। خامنه ای دستپخت شور هاشمی در خبرگان است । هاشمی بود که بنی صدر را دور زد، هاشمی بود که بازرگان را خانه نشین کرد هاشمی بود که شعار جنگ جنگ تا پیروزی را سر زبان خمینی انداخت و صدها هزار نفر را به کشتن داد و هاشمی بود که احمد خمینی را وادار به جعل برای اجازه اعدامهای شصت کرد।
ماهیت هاشمی و خانواده فاسدش برای من چون روز روشن بود و اینکه احمدی نژاد دشمن مشترک ما بود هم چیزی را عوض نکرد اما همواره برای حفظ وحدت در جنبش سعی می کردم علیه او ننویسم।اما اکنون خوشحالم که هاشمی ما را معاند نامید و یعد از دوسال بازی با جناحهای سیاسی جبهه ی مقابل را گرفت। من به نوبه خود از این اقدام وی تشکر می کنم زیرا همواره از از سایه ی شوم وی بر جنبش شرمسار بودم। حالا با خیال راحت می توانیم به روزهای محاکمه این مرد پلید و شیاد بیندیشم.

۱۳۸۹ اسفند ۵, پنجشنبه

به چهره ترسیده و رنگ پریده وزیر اطلاعات بنگرید؛ پیروزی را می بینید؟!

ترس واضطراب و آینده مبهم عامل ترس است و ترس نیز عامل دروغگویی و بهتان و هذیان। نشانه های پیروزی جنبش آشکار است در چهره وزیر اطلاعات دقت کنید!

وزیر اطلاعات دولت کودتا واژه " توهم" را هم خجالت زده کرد!

اردشیر امیر ارجمند عامل منافقین- مجتبی واحدی عامل انگلیس

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

رئیس جمهورمان را بازداشت کرده اند.مجلس دست نشانده حکم اعدامش را صادر کرد و ما همچنان پشت کامپیوتریم. شرممان باد شرممان باد.

میرحسین موسوی طالب قدرت نبود که اگر بود از خرداد 76 تا اسفند 87 که همه به دست و پایش افتاده بودند که بیاید، می آمد।।میر سبز آن زمان نیامد چون با تجربه ای که از دوران نخست وزیری داشت می دانست که با خامنه ای نمی تواند کار کند وحتما" با او به بن بست می رسد، نیامد چون آن زمان همچنان به اصلاح اموربا اشخاص دیگر امید داشت و نیامد چون قدرت طلب نبود।
اما موسوی وقتی آمد که به قول خودش احساس خطر می کرد وقتی آمد که کرامت انسانی را لکه دار شده دید وقتی آمد که ملت شریف ایران را مانند گدا برای لقمه ای نان به دنبال خود می کشیدند و وقتی آمد که بوی دیکتاتوری را حس کرده بود و گفت که این راه که اینها می روند به دیکتاتوری ختم می شود وقتی آمد که جایگاه ایران را در دنیا خوار شده دید و بالاخره وقتی آمد که دروغ و قانون شکنی امور عادی جامعه و سیاست ما شده بود।و ....
میرحسین زندگیش، گذشته اش و همه چیزش را فدا کرد تا از این اتفاقات جلوگیری کند اما این همه هزینه برای چه و به خاطر کی؟ بله عزیزان ساکت و بیخیال من برای ما ، برای ملتش، برای افتخار میهنش و در این راه هزینه ها داد : خواهر زاده اش را کشتند از همه مناصب عزلش کردند خانواده اش را آزار دادند زنش را از دانشگاه اخراج کردند و اکنون هم حبسش کردند و میخواهند اعدامش کنند و ما همچنان ساکتیم و بیخیال।
ملت ایران را تا به امروز به این اندازه نمک نشناس ندیده ام । این روزها اگر اینگونه بمانیم در تاریخ پر فراز و نشیب ما لکه ننگی خواهد بود و ما نیز ملت این دوره ننگین مورد نفرین نوادگان خود خواهیم بود ।به من حق دهید بگویم شرممان باد । شرممان باد



آقا چرا همه ساکتن؟ یعنی ما از بحرین 500000 نفره هم کمتریم؟

چرا نمیخواهید بفهمید تنها راه پیروزی مبارزه مداوم است؟ بحرینی ها با کمتر از یک میلیون جمعیت کشوررا به آتش کشیده اند و ندای آزادی خواهیشان گوش فلک را کر کرده و ما همچنان در خانه نشسته و لینک می فرستیم। با این سرعت لاک پشتی و با این سیاستها به هیچ کجا نمی رسیم چرا درخواست تظاهرات برای چندین روز پیاپی نمی شود؟ چرا باز هم با دو تهدید کودتاچیان پا پس کشیدیم؟ همه کشورهای عربی که تا دیروز به دلیل خمودگی سیاسیشان مضحکه ما بودند آزاد شدند و فقط ما ماندیم و مشتی دیکتاتور آقایانی که خواسته یا ناخواسته خود را سردمدار جنبش کرده اید چاره ای بیاندیشید که وقت تنگ است و فرصت ها به سرعت از بین می روند نگذارید جنبش باز هم به خواب رود لطفا" ..

۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

دلم تنگ شده مهدی جان ... !

آقای یحیی نژاد به قبر امام (ر.ه) قسم میخورم که قصدم دخالت در امور داخلی بالاترین نیست پس لطفا" از خیر هدفمند " کردن" اینجانب گذشته و حساب این حقیر را مسدود ننمایید. نمیخواستم در مورد بالاترین و حواشی اخیرش بنویسم اما تازگیها وقتی وارد بالاترین میشم حس غریبی بهم دست میده حسی که اصلا" دوسش ندارم و بسیار ناراحت کننده است.
دیگه بالاترین مثل بالاترین سابق نیست دلم برای روزهای خوش گذشته تنگ شده برای روزهای آزادی که با لجاجت های بی دلیل قدرش را ندانستیم، محیط بالاترین یه جورایی برام غریب شده اکثر بچه های قدیمی که به حبس(!) نرفتن دیگه دل و دماغ کار کردن ندارن و اونایی هم که رفتن خیلی جاشون خالیه ، من تو خیلی از بحث ها از دست بعضی از بچه هایی که حسابشون مسدود شده حسابی کلافه می شدم و در بسیاری از جاها مثل توهین و نه نقد ادیان باهاشون مخالف بودم.ولی هیچوقت دوست نداشتم که نباشن، اعتراف می کنم دلم خیلی برای بچه ها تنگ شده برای sashtyani ، gomnamian، khaki ,... بسیاری از دوستان دیگه و یا حتی دوستانی که به خاطر همین اختلافات داوطلبانه رفتند تنگ شده ، برای بحث ها و جدل هایشان ، برای شو خی هایشان و حتی برای فحش هایی که می دادند دلم تنگ شده ، نمیدونم بقیه کاربران چه احساسی دارند ولی این احساس من بود که صادقانه گفتم.
آرزوی من بازگشت بالاترین به شرایط قبل هست و امیدوارم دوستانی که حسابشون مسدود شده نه فقط برای احترام به عقاید دیگران و نه به دلیل کوتاه آمدن در مقابل مدیران بالاترین بلکه "صرفا " برای بودن خودشان هم که شده کوتاه بیایند و در طرف مقابل نیز مدیریت بالاترین با الگو برداری از عفو زندانیان توسط رهبری (!) و سعه صدر بیشتر حساب دوستان رو باز کنه. دو طرف بدانند که مایی که داعیه دموکراسی خواهیمان گوش فلک را کر کرده باید تحمل عقاید همدیگر رو داشته باشیم و بدانبم که برخورد حذفی چیزی است شبیه به اعدام حبیب الله لطفی به خاطر عقایدش ، آیا غیر از این است؟ سبز باشید و متحد و استوار

۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

سیاست...!

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی !؟ پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی. پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده ......؟؟؟؟ . می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه جامعه رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه !!

۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

خاتمی و موسوی؛تلاش نافرجام جریانی خاص برای القاء اختلاف و تقابل میان شخصیت ها را محکوم کردند.

به گزارش سایت اینترنتی سید محمد خاتمی میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی با یکدیگر دیدار کردند.
سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی با گرامیداشت یاد و خاطره حماسه دفاع مقدس و تجلیل از حماسه آفرینان و ادای احترام به شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده های محترم آنان، خواستار برخورد جدی با اهانت کنندگان و متعرضان به خانواده های عزیز سرداران شهید، همت و باکری و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب و کشور شده و ایجاد محدودیت های فراوان و روزافزون برای شخصیت ها و جریانات منتقد که همواره بر پای بندی به اصول و ارزشهای انقلاب و قانون اساسی تأکید داشته اند را محکوم نمودند.
آقایان مهندس میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی ضمن دیدار با یکدیگر به بررسی مسائل جاری کشور پرداختند.
خاتمی و موسوی ضمن ابراز تأسف از اینکه افرادی از یک سو انقلاب را در انحصار خود می دانند و از سوی دیگر ابزاری جز دروغ و توهین و اتهام زنی را نمی شناسند، بر تداوم هماهنگی موجود میان اصلاح طلبان در همه زمینه ها تأکید نموده، تلاش نافرجام جریانی خاص برای القاء اختلاف و تقابل میان شخصیت ها را محکوم کردند.
موسوی و خاتمی همچنین ضمن ابراز خوشوقتی از اینکه جامعه متوجه بی اساس بودن بسیاری از مطالب و ادعاهایی که به صورت رسمی و غیر رسمی رواج می یابد شده است تصریح کردند: تأسفی اگر هست از این است که چرا چنین رفتارها و گفتارهایی به نام انقلابی که هدف آن استقرار راستی و پاکی و عدالت بوده و نظام برآمده از آن بر اهمیت رأی مردم و آزادی و حرمت همه افراد جامعه و تقوی و خدمتگزاری مسؤولان تأکید کرده رواج می یابد و بر پایه همین رفتارها و گفتارهای نادرست بسیاری از چهره های خدوم و سرمایه های ارزنده کشور بازداشت، محاکمه و زندانی می شوند و حتی به ادعاهای آنان در مورد نحوه رفتارهای ناروا رسیدگی نمی شود و همچنان جریانها و نیروهای دیگر تحت فشار و تضییق روزافزون قرار می گیرند!
رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها و نخست وزیر سابق ایران ضمن تأکید بر تداوم این انتظار که زندانیان سیاسی آزاد و فضای باز و امن بر جامعه حاکم گردد و قانون اساسی به صورت همه جانبه و بدون تنازل جاری و اجرا شود، از اینکه همچنان خلاف این امر اتفاق می افتد و حتی عزیزانی که احساس می کنند به آنها ستم شده و مورد اتهامات ناروا قرار گرفته اند، و از حق قانونی خود برای شکایت استفاده کرده اند، به جای رسیدگی عادلانه، مجدداً به زندان بازگردانده می شوند ابراز تأسف نمودند.
سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی همچنین با گرامیداشت یاد و خاطره حماسه دفاع مقدس و تجلیل از حماسه آفرینان و ادای احترام به شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده های محترم آنان، خواستار برخورد جدی با اهانت کنندگان و متعرضان به خانواده های عزیز سرداران شهید، همت و باکری و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب و کشور شده و ایجاد محدودیت های فراوان و روزافزون برای شخصیت ها و جریانات منتقد که همواره بر پای بندی به اصول و ارزشهای انقلاب و قانون اساسی تأکید داشته اند را محکوم نمودند.

۱۳۸۹ شهریور ۱۴, یکشنبه

آقای جنتی سر راهت اگر ندا را دیدی مرد باش و به چشمان معصومش زل بزن.

به جرأت و بدون هیچ عذاب وجدانی اعتراف می کنم از خبر کما رفتن و مرگ احتمالی جنتی بسیار خوشحالم.مردی که قدرت کورش کرده بود،آسمان و ریسمان را به هم میبافت تا قدرت کثیف خود و دوستانش را حفظ کند.از خبر مرگش خوشحالم چون که با شنیدن نام ننگینش به یاد حونهای به ناحق ریخته سهرابها و کیانوش ها می افتم و به یاد مادر داغدار فرزادها، خوشحالم و نمی توانم در مورد جنتی ژست اخلاقی بگیرم و بگویم از مرگ هر کسی ناراحت می شوم نه نمی توانم!
جنتی بمیر ولی اگر در سر راهت سهراب ها و کیانوش ها را دیدی خجالت نکش مرد باش ودر چشمشان زل بزن تا بدانی در این دنیا که بودی و چکار کردی...

نامشروع بودن دولت ؛ پیروزی بزرگی است که بیشتر از حضور پرهزینه در روز قدس مرا خوشحال می کند!

روز قدس بعضی از دوستان زانوی غم بغل گرفته و از حضور نیافتن ملت سبز در خیابانها دلخور بودند.غافل از اینکه بازگشت به خیابان نیازمند محرکی جدید است که دیر یا زود بدسا خواهیم آورد پس غصه حضور نیافتن در خیابان را نخورید چون آنچه که مهم است ادامه نارضایتی شدید مردم است که باعث دلگرمی مردم شده و کل کشور را تبدیل به آتشی زیر خاکستر کرده است.
اما مگر پیروزی همین حضور در خیابان و از دست دادن چند عزیز دیگر چون سهراب است؟
حضور موثر ما در سال گذشته تاثیر خود را گذاشته است، حس نامشروع بودن دولت احمدی نژاد را اکنون دیگر سران تمام کشورهای دنیا دارند واین همان پیروزی بزرگ ماست.
به نظر شما حضور ما در خیابان بیشتر محمود احمدی نژاد را آشفته می کند یا به رسیمت شناخته نشدن توسط کشورهای دنیا؟ سحنان امروز ابومازن بیشتر از حضور در روز قدس مرا خوشحال کرد،پیروزیمان مبارک!

حمله بی سابقه مصباح یزدی به مکارم شیرازی:اسلام را کنار گذاشته و دنبال نان و مسکن هستیم؟!


ماجرا از آنجا آغاز شد که مکارم شیرازی مرجع تقلید با نفوذ جمهوری اسلامی روز جمعه در سخنانی شدید الحن که متن کامل آن را می توانید در اینجا بخوانید گفت: مناطقی از کشور مخصوصا مناطق مرزی از فقر رنج می‌برند و در برخی روستاها حتی امکانات اولیه بهداشتی نیست و مردم در رودخانه‌ها استحمام می‌کنند و در برخی روستاها بالغ بر 25سال است که حتی یک روحانی هم نرفته است.
وی همچنین گفته در مملکت ما که مملکت علی (ع) است، مردمش در فقر بوده و چیزی ندارند.
این سخنان مکارم شیرازی که مستقیما" ناتوانی دولت کودتاچی احمدی نژاد را در تامین رفاه مردم زیر سوال برده است امروز واکنش شدید مصباح یزدی روحانی افراطی و حامی سرسخت احمدی نژاد را در پی داشته است.
مصباح در سخنان امروز خود به طور غیر مستقیم به مکارم شیرازی تاخته و گفته است: رفته‌رفته کارمان به جایی رسیده است، که دین اسلام را کنار گذاشته‌ایم و می‌گوییم، آیا نان و مسکن ارزان شد؟ و ...، در حالی که مسأله دین مهمتر و با اولویت‌تر است.
البته وی در این سخنان باز هم در اقدامی نخ نما شده مشایی را به دلیل طرح مکتب ایرانیش مورد عتاب قرار داده است اما انتقاد از مکارم شیرازی از سوی مصباح بی شک مرحله جدیدی از بروز اختلافات عمیق بین روحانیون حکومتی را نشان می دهد.باید منتظر ماند و دید که مکارم شیرازی جواب انتقادات مصباح را چگونه خواهد داد.

۱۳۸۹ شهریور ۹, سه‌شنبه

پیشنهاد به بالاترین: ایجاد زبانه لینکهای گرم!

قطعا برای همه اعضای فعال بالاترین بارها پیش آمده است که لینکی خوب یا نوشته ای جالب که با زحمت زیاد نگارنده نوشته شده است به دلایل زیاد از جمله فرستادن لینک در مواقع کم بازدید و ... و تنها به خاطر کمبود 2-3 امتیاز رای نیاورده و به گورستان لینکهای بالاترین فرستاده شده اند و حسرت داغ شدن و دیده شدن آن بر دل نویسنده مانده است.
برای رفع چنین مشکلی پیشنهاد من به مدیران بالاترین ایجاد کردن زبانه ای جدید به نام "لینکهای گرم" یا هر اسم دیگری به انتخاب خود در کنار زبانه های دیگر برای چنین مواردی است.می توان دراین قسمت به لینکهای خوبی که دیده نشده و یا فاصله کمی تا دیده شدن و داغ شدن دارند فرصت مجددی برای داغ شدن داد. در اینصورت قطعا" شاهد نابودی لینکهای خوب و با ارزش نخواهیم بود.این صرفا" یک پیشنهاد اولیه و بدون شک ناقص است. ار سایر دوستان بالاترینی هم میخوام اگر پیشنهاد بهتری دارند ارائه دهند.

راز محبوبیت تختی تا منفور شدن رضا زاده در دو عکس تاریخی






















این دو عکس دو عکس ساده از دو ورزشکار ملی نیست .رازی بزرگ در آنها نهفته است ؛ راز محبوب بودن و منفوربودن
راز بزرگ بودن به اندازه یاد و خاطره و احترام تاریخی یک ملت تا کوچک بودن به اندازه داشتن پُستی پَست ،فرق بین سوارشدن بر دلهای یک ملت تا سوارشدن بر یک ماکزیمای زرد!

آقای رضا زاده می توانستی تختی دوم باشی می توانستی محبوب باشی می توانستی آقای دلها باشی بی آنکه رئیس باشی یا ثروتمند، اما اکنون که هم رئیسی و هم ثروتمند آقای دل کسی نیستی خودت هم خوب می دانی که منفوری، اگر وقت کرده باشی و سری به روستای محل تولدت زده باشی منفور بودنت را ازنوشته روی تابلوی ورودی روستایت هم خواهی دید که روی آن با خطی کودکانه نوشته " رضا زاده مایه ننگ ملت"
حسین جان! حتی کودکان ولایتت نیز تو را نه تنها الگوی رویاهای بچه گانه خود قرار نمی دهند بلکه تو را مایه ننگ خود می پندارند، برادر حسین !اگر هنوز هم نمی دانی چرا با این همه مدال و افتخار منفوری و تختی بعد از سالها سالار دل ایرانیان است خوب به این دو عکس نگاه کن و نگاه کن ،دلیلش را خواهی یافت.
تختی خوب می دانست اگر سرش را در مقابل شاه پایین بیندازد دیگر نمی تواند آن را در مقابل مردمش بالا بگیرد و تو بدان تا وقتی که عکس یک جنایتکار را در آغوش داری در آغوش ملت جایی نداری.

به سوی مردم برگرد و محبوب باش تا دیر نشده لطفا"!

۱۳۸۹ شهریور ۲, سه‌شنبه

آقای موسوی، آقای کروبی، هشدار می دهیم ؛ اتحاد با قاتلین برادران و خواهرانم، هرگز!

دولت کودتا و رژیم منحوس اسلامی این روزها تحت فشار کمر شکن تحریم های اعمال شده از سوی سازمان ملل و همچنین تهدیدهای جدی نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل زمزمه وحدت سر داده است که نمونه های آن را در سخنرانیهای چند روز گذشته خامنه ای دیده و شنیده ایم.
گویی در این روزهای پرفشار، کودتاچیان باز هم چون دوران جنگ با عراق به گوشت دم توپ جوانان ایرانی جهت رویارویی با آمریکا نیاز دارند که ظرف جند ماه اینگونه از محاکمه سران فتنه به شعار اتحاد با آنها رسیدها ند زیرا نیک می دانند با وجود تبلیغات گسترده نظامی و بلوف های سیاسی چون اصولا از درون پوسیده اند و کسی حاضر نیست نه تنها برای حفظ آنها کوچکترین اقدامی انجام دهد بلکه ممکن است از حملات احتمالی حمایت نیز بشود در نتیجه برای همراه کردن تعدادی هر چند اندک از ملت ندای وحدت سرمی دهند.در این که مقصود کودتاچیان از طرح بحث وحدت واضح و مبرهن است شکی نیست اما آیا سران جنبش اسیر این بازی خطرناک کودتاچیان خواهند شد؟
حکومت ممکن است در روزهای آینده و در پشت پرده مذاکرات خود را با سران جنبش آغاز کند و حتی شاید در این مذاکرات قول و قرارهایی چون آزادی زندانیان سیاسی و یا فرثت حضور مجدد در انتخابات پیش رو به اصلاح طلبان داده شود.اما آیا ما برای چنین موارد کوچکی برخواسته ایم؟ آیا برادران و خواهرانمان ما که در خون غلتیدند خونشان را برای این اهداف پوچ تقدیم کردند؟
اهداف ما اینک بسیار بزرگتر از این موارد حقیر است ما راه بازگشت نداریم، مبارزه می کنیم، یک بار در طول تاریخ پر فراز و نشیبمان تا آخر می رویم و خام نمی شویم .
هر چند بعید به نظر می رسد کروبی و موسوی که در طول 15 ماه گذشته عملکرد قابل قبولی در صف مردم داشته اند اسیر چنین طعمه فاسدی شوند اما وظیفه ماست که به آنها گوشزد کنیم مبادا خام وعده های خامنه ای و دوستانش شوند.هشدار؛اتحاد با کوتاچیان هرگز